اس ام اس عاشقانه 760

روزی مجنون از روی سجاده شخصی عبور کرد
مرد نماز را شکست و گفت : مردک در حال راز و نیاز با خدا بودم ، تو چگونه این رشته را بریدی
مجنون لبخندی زد گفت : من عاشق دختری هستم تو را ندیدم ، تو عاشق خدایی و مرا دیدی ؟

/ 0 نظر / 3 بازدید